الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )

51

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )

( 1 ) 4 - سخنان امام ، متضمن دعوت به قبول بيعت و خلافت او بود و اين دعوت نيكوترين و جذاب‌ترين سخن بليغ را به همراه داشت ، زيرا خود را بمردم بدرستى و راستى شناسانيد و گفت كه او فرزند پيامبرى است كه مردم را بسوى خدا فرا خواند ، او پسر قائد بزرگى است كه چراغ روشن هدايت خلق است و او از خاندانى است كه خداوند ، پليدى را از آنها برداشته و پاكيزه‌شان ساخته است ، در اين صورت آيا براى احراز مقام خلافت كسى شايسته‌تر از او هست كه چنين كمالات و برتريهائى در او فراهم آمده باشد ؟ ( 2 ) قبول بيعت چون سخنان امام كه فقط اندكى از آن را تاريخ بيان داشته است بپايان رسيد ، عبيد اللّه بن عباس پيش آمد و مردم را به قبول بيعت امام برانگيخت و گفت ، اين پسر پيامبر شما و جانشين امام شماست با او بيعت كنيد مردم اين دعوت را پذيرفتند و فرمانبردارى خود را همراه با پذيرش و خشنودى اعلام داشتند و گفتند : ( او در نزد ما محبوب است و حقش بر ما واجب و براى خلافت بحقيقت شايسته است ) « 1 » همگى بسوى امام هجوم آوردند و با او بيعت كردند و در حقيقت اين بيعت با خدا و پيامبرش بود . نخستين كسى كه با امام بيعت كرد ، سردار بيدار و درست‌انديش انقلابى ، قيس بن سعد انصارى بود كه با سخنانى كه از آن شوق و حماسه مىباريد و آمادهء پيكار با دشمنان خدا و اسلام بود گفت : ( دستت را بگشا تا با تو بيعت كنم بر اساس دستورات كتاب خدا و سنت پيامبر و جنگ با تجاوزكاران ) امام خواست به قيس به سعد بفهماند كه عمل بكتاب خدا و سنت پيامبر و اتخاذ روشى در اين مسير نيازى

--> ( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، الارشاد